
تأليف:ولى الله بهرامى
تنظيم:عبدالله شمسى
چگونگي تأسيس مجمع روحانيون مبارز
همانگونه كه در شماره قبل اشاره شد پس از توقف فعاليت هاي حزب جمهوري اسلامي، محوري ترين و اصلي ترين تشكل انقلابيون مذهبي كه در صحنه سياسي فعال شد، جامعه روحانيت مبارز بود، اما دامنه اختلافاتي كه در نهايت سبب توقف فعاليت هاي حزب شد، در درون جامعه روحانيت مبارز نيز جريان يافت.
به موازات تشديد اختلافات درون جامعه روحانيت، سه تن از اعضاي شوراي مركزي اين تشكل به نام هاي مهدي كروبي، سيد محمود دعايي و حيدرعلي جلالي خميني احساس كردند كه امكان همكاري با ساير اعضا در تشكلي واحد از بين رفته است. بر اين اساس در 29 اسفند 1366 كه مصادف با پايان عمر مجلس دوم شوراي اسلامي و در آستانه انتخابات سومين دوره مجلس بود، افراد مذكور با نظر مساعد رهبر كبير انقلاب اسلامي، امام خميني(ره) تشكل «روحانيون مبارز تهران» كه بعدها به «مجمع روحانيون مبارز» معروف شد را به همراه تعداد ديگري از روحانيون از جمله برخي اعضاي دفتر امام(ره)، تأسيس كردند.
موسوي خوئيني ها از اعضاي موسس روحانيون مبارز طي مصاحبه اي با روزنامه كيهان كه آن زمان زير نظر سيدمحمد خاتمي ديگر عضو موسس مجمع اداره مي شد، پيرامون تأمين نشدن نظرات نيروهاي انشعابي در جامعه روحانيت و غيرممكن بودن همزيستي و فعاليت در آن تشكل به علت اختلاف سليقه ها و مواضع چنين مي گويد: «ممكن است سوال شود آيا نقطه نظرات شما [روحانيون مبارز] را تشكيلات جامعه روحانيت مبارز تأمين نمي كرد كه نياز به اين تشكل جديد روحاني پيدا شد؟ كه بايد در جواب عرض كنم، همين طور است، آن جمع [روحانيت مبارز] در بسياري از موارد سليقه ها و مواضعي دارند كه مورد قبول روحانيون مبارز نيست و لزوماً براي بيان مواضع خودمان ناگزير به تشكيل جمع ديگري شده كه مواضع و نقطه نظرات از طريق آن جمع تأمين شود.»
با توجه به اختلافات ياد شده، آقايان دعايي، كروبي و جلالي خميني، تقريباً در طول سال 1366 از شركت در جلسات شوراي مركزي جامعه روحانيت امتناع كردند و مجزا و مستقل از جامعه روحانيت، با تعداد ديگري از روحانيان طي نشست هاي متعدد، مقدمات تأسيس تشكل سياسي «روحانيون مبارز» را فراهم كردند.
اسدالله بيات از اعضاي موسس اين تشكل روحاني، محتواي مسائل مطروحه در يكي از جلسات را چنين بيان كرد: «... اين جلسات آن قدر گرم و آتشين بود... در آن از آقاي جلالي خميني دعوت كرديم و از آقاي دعايي هم دعوت كرديم. ما هسته اوليه را به وجود آورديم، گفتيم خوب اولاً اسم آن چه باشد. مضافاً بر اينكه حالا ما داريم اينجوري فكر مي كنيم، قضيه را بايد به امام برسانيم.»
اعضاي موسس روحانيون مبارز از آنجا كه فلسفه تشكل خود را استمرار خط امام مي دانستند، قبل از اعلام موجوديت رسمي ابتدا از طريق حاج احمدآقا و سپس با مراجعه حضوري موافقت شفاهي امام(ره) را براي راه اندازي تشكل جديد روحاني أخذ كردند.
به دنبال كسب اجازه شفاهي از امام(ره)، هجده روز قبل از برگزاري انتخابات سومين دوره مجلس شوراي اسلامي، اعضاي موسس تشكل روحاني «روحانيون مبارز تهران» در بيانيه 29 اسفند1366 كه در اول فروردين 1367 منتشر شد، ضمن اعلام استقلال از جامعه روحانيت، موجوديت خود را چنين اعلام داشت: «در آستانه انتخابات سومين دوره مجلس شوراي اسلامي، گروه هاي بسياري به نامزد كردن كانديداهاي گوناگون اقدام كرده اند و روحانيون مبارز تهران كه دردها و آلام امت انقلابي مان را براي بار ديگر در آيينه پيام حركت آفرين امام ديده است، از اين موقعيت استفاده كرده و به توضيح نقطه نظرات خود در قبال ضروريات اين مرحله از انتخابات اقدام مي كند.»
در اين بيانيه دفاع از محرومان و مستضعفان، پشتيباني از نهادهاي اجرايي پيرو خط امام(ره) و اقتدار بخشيدن به مجلس با انتخاب صحيح نمايندگان، عمده ترين اهداف اين جمع تازه تأسيس براي حضور فعال در انتخابات مجلس سوم شوراي اسلامي بيان گرديد.
نام امضاكنندگان اين بيانيه كه بنيان گذاران اوليه تشكل روحاني «مجمع روحانيون مبارز» محسوب مي شوند عبارتند از:
1- محمدعلي انصاري 2- حيدرعلي جلالي خميني 3- سيدمحمدعلي ابطحي4- سيدسراج الدين موسوي 5- محمدحسن رحيميان 6- مهدي كروبي 7- سيدمهدي امام جماراني 8- حسن صانعي 9- سيدمحمد موسوي خوئيني ها 10 - علي اكبر آشتياني11 - سيدحميد روحاني 12- اسدالله كيان ارثي 13- محمدرضا توسلي 14- مجيد انصاري 15- محمدعلي نظام زاده 16- سيدمحمد خاتمي 17- سيدمحمد هاشمي 18- سيدتقي درچه اي 19- اسدالله بيات 20- هادي غفاري21- محمدعلي رحماني 22- صادق خلخالي 23- رسول منتجب نيا.
پس از اعلام استقلال «روحانيون مبارز» از «جامعه روحانيت مبارز» و ايجاد شدن شبهه براي شخصيت ها، مقامات سياسي و مردم، پيرامون مشروعيت تشكل تازه تأسيس، برخي شخصيت هاي طراز اول روحانيون مبارز ضمن مصاحبه هاي مطبوعاتي «موافقت امام» با راه اندازي و فعاليت روحانيون مبارز را دليل مشروعيت آن بيان كردند. به عنوان نمونه مهدي كروبي از شخصيت هاي منشعب از جامعه روحانيت مبارز و عضو برجسته و موسس مجمع كه پس از مدت كوتاهي به عنوان دبير كل مجمع روحانيون مبارز انتخاب شد، طي مصاحبه اي با روزنامه «كيهان»، ضمن مثبت ارزيابي كردن اصل انشعاب، با اشاره به اصل اسلامي «شرح صدر» و لزوم احترام به سليقه ها و روش هاي فكري ديگران كه سنت «دعواي طلبگي» را در حوزه هاي علميه ايجاد كرده است، تحولات جامعه روحانيت مبارز تهران را كه سبب ايجاد مجمع روحانيون مبارز تهران گرديده بود، در شمار سنت هاي مقدس حوزه هاي علميه نام برد و به طور كلي علت اين تحول را حساسيت در قبال مسائل اصلي انقلاب، نظام جمهوري اسلامي و آرمان هاي حضرت امام اعلام كرد. وي در پايان اين مصاحبه با دو تذكر، جايز بودن و مشروعيت شكل گيري تشكل روحانيون مبارز را مورد تأكيد قرار داد: «يك اينكه وقتي ما به ضرورت اعلام استقلال رسيديم، رضايت حضرت امام از اين حركت براي مان يك شرط اساسي محسوب مي شد كه بحمدالله در اين زمينه رضايت حاصل شد.
دوم آنكه اين كار ما هيچ منافاتي با حفظ و تداوم صميميت و دوستي با آقايان ندارد و علي رغم وجود اختلافات سليقه اي و پاره اي اختلافات فكري، صميميت و برادري ما هيچ لطمه اي نخواهد ديد.»
پس از اعلام موجوديت روحانيون مبارز، تعدادي از شخصيت هاي روحاني غير عضو جامعه روحانيت و دلسوز انقلاب، با اعتقاد به اينكه آثار منفي انشعاب مجمع روحانيون پايگاه اجتماعي و شأن هدايت گري و اصلاح گري مجموعه روحانيت را تحت الشعاع قرار خواهد داد، اقداماتي براي پيشگيري از شكل گيري اين تشكل انجام دادند. به عنوان نمونه اسدالله بيات چنين مي گويد: «آقاي مشكيني و اينها فهميدند كه ما به دنبال اين قضيه هستيم ناراحت شدند. آمدند رفتند خدمت امام(ره) كه تقريباً نگذارند اين مجمع شكل گيرد، يكي هم وزير اطلاعات كه آقاي ري شهري بود؛ آقاي ري شهري هم رفت خدمت امام(ره) و خطرات اين قضيه را خدمت امام(ره) گفت كه باز هم امام(ره) همين تعبير را گفت، نه تشكل ديگري از روحانيت باشد، اين اختلاف نيست.»
به هر حال در 18 فروردين 1367 در فضاي شك و ترديد پيش آمده، انتخابات سومين دوره مجلس شوراي اسلامي برگزار شد. در اين دوره از انتخابات، مجمع روحانيون مبارز با بهره گيري از شعارهاي «جنگ فقر و غنا»، «اسلام ناب محمدي و اسلام آمريكايي» و «حمايت از محرومين و مستضعفان» كه از سوي حضرت امام اعلام شده بود توانست اكثريت كرسي هاي نمايندگي شهر تهران را از آن خود سازد.
به رغم اعلام بنيان گذاران روحانيون مبارز و تأكيدات مكرر آنها طي مصاحبه هاي مختلف بر أخذ موافقت شفاهي حضرت امام(ره) با تأسيس اين تشكل، شبهات و سوالات مختلف درباره مشروعيت آن همچنان جريان داشت، تا آنكه با اعلام نظر كتبي حضرت امام(ره) مجمع روحانيون از مشروعيت برخوردار شد. بر اين اساس امضاكنندگان بيانيه 29 اسفند 1366 روحانيون مبارز، در حالي كه موفقيت نسبي در انتخابات دوره سوم مجلس شوراي اسلامي كسب كرده بودند، به همراه پنج نفر ديگر، در 25 فروردين 67 با نوشتن نامه اي به محضر امام خميني(ره) رهبر كبير انقلاب اسلامي خواستار اعلام نظر حضرت امام(ره) درباره تشكل خود شدند. بنيانگذار جمهوري اسلامي نيز، همان روز موافقت كتبي خود را با شروع فعاليت روحانيون مبارز اعلام داشت.
به اين ترتيب با تولد مجمع روحانيون مبارز در نيمه دوم دهه 1360 مرزبندي جديدي بين مجموعه نيروهاي سياسي ايجاد شد.
احزاب سياسي ايران -132
نويسندگان :صادق سليمى بنى -آيت مظفرى
تنظيم :عبدالله شمسى
از تأسيس و توقف حزب جمهوري اسلامي تا پيدايش مجمع
آنچه امروز با عنوان «مجمع روحانيون مبارز» شناخته مي شود، تبارش به آن دسته از روحانيان انقلابي مي رسد كه به رهبري امام خميني(ره) بزرگ ترين نقش را در بنيانگذاري، استمرار و حفظ انقلاب و نظام جمهوري اسلامي داشته اند و به صورت رسمي تشكيلات «جامعه روحانيت مبارز» را در سال 1356 علني كردند.
قابل ذكر است كه تشكيلات روحانيت ـ به معناي عام آن ـ همواره در درون خود از نوعي آزادانديشي و استقلال فكري برخوردار بوده است و نبايد انتظار داشت كه همچون يك حزب سياسي از يكپارچگي سازماني و سلسله مراتب حزبي برخوردار بوده، فاقد اختلاف سليقه و ديدگاه باشد. روحانيان به رغم بحث هاي تند طلبگي با توجه به معنويت حاكم بر تشكيلات خود، هدف مشترك خود را پي مي گرفته اند. با وجود اين، اختلاف سليقه در آن طبيعي به نظر مي رسد.
«مهدوي كني» دبيركل جامعه روحانيت مبارز مي گويد: «من يادم مي آيد كه همان قبل از انقلاب هم مرحوم شهيدمطهري در بعضي مسائل يك جور فكر مي كرد و مرحوم شهيدبهشتي يك جور ديگري فكر مي كرد. آقاي هاشمي هم گاهي باز يك تفاوت هايي با شهيد بهشتي داشت.»
خط مشي كلي
مجمع روحانيون مبارز به عنوان يك تشكيلات ديني و سياسي در ابتداي تأسيس، تبيين و ترويج آرمان هاي معمار و بنيانگذار جمهوري اسلامي، امام خميني(ره) را خط مشي خود اعلام كرد و بيان كرد كه در تشكل جديد بيشتر و بهتر مي تواند خدمتگزار انقلاب اسلامي باشد. اعضاي موسس، در اولين بيانيه خود كه در يكم فروردين 1367 منتشر شد، عمده ترين اهداف خود را دفاع از محرومان و مستضعفان، پشتيباني از نهادهاي اجرايي پيرو خط امام(ره) و اقتدار بخشيدن به مجلس شوراي اسلامي اعلام كردند.
با پيروزي سيدمحمد خاتمي (عضو مجمع روحانيون) در دوم خرداد 1376، طرفداران رئيس جمهور جبهه دوم خرداد را تشكيل دادند كه به همراه مجمع روحانيون مبارز هجده گروه را شامل مي شد. جبهه دوم خرداد محور فعاليت خود را حمايت از برنامه هاي رئيس جمهور مبني بر توسعه سياسي، جامعه مدني و اصلاحات قرار داد.
مجمع نيز با پشتيباني كامل از برنامه هاي دولت خاتمي در عمل بر نوعي از اصلاح طلبي در خط مشي كلي خود تأكيد ورزيد و با حضور در جبهه اصلاح طلبان در مقابل اصولگرايان قرار گرفت. خط مشي مجمع روحانيون مبارز در ابعاد فرهنگي، اقتصادي و سياسي را مي توان به شرح زير طرح كرد:
1- فرهنگي
از ابعاد اصلاح طلبي كاربردي كه در حوزه مسائل فرهنگي براي تحقق پروژه توسعه سياسي از سوي دولت آقاي خاتمي در پيش گرفته شد، صدور مجوزهاي فراوان براي گسترش كمي فعاليت هاي مطبوعاتي بود. پس از مدتي مشخص شد كه برخي از آن جرايد، ضمن ارتباط با بيگانگان با هدف قرار دادن امنيت و وحدت ملي كشور، براندازي نظام جمهوري اسلامي و استحاله فرهنگي آن را در پيش گرفته اند، در حالي كه با محرز شدن برنامه هاي براندازانه تعدادي از مطبوعات، قوه قضائيه آنها را توقيف كرد، مجمع روحانيون مبارز با صدور بيانيه شديداللحني در (14 تير 1379) به توقيف انتشار آنها واكنش نشان داد: «حركت نسنجيده اي كه از چندي پيش با حمله به مطبوعات و بستن آنها به بهانه هاي غير قانوني آغاز شد، به توقيف بيش از نوزده نشريه در فاصله كوتاهي انجاميد كه شايد در هيچ نقطه جهان سابقه نداشته است. توقيف روزنامه «بيان» ضربه اي ديگر بر حيثيت و اعتبار نظام و لطمه اي بر آزادي هاي مصرح در قانون اساسي است.»
مجمع روحانيون مبارز از ابتداي تأسيس تا آستانه هفتمين دوره رياست جمهوري بر فعاليت هاي فرهنگي مبتني بر آموزه هاي ديني و ارزش هاي انقلاب اسلامي تأكيد مي ورزيد، اما بعد از آن با تمايل به مشي ديگر گروه هاي اصلاح طلب، مشي فرهنگي مبتني بر تساهل و تسامح دولت اصلاحات را به نحوي تأييد مي كرد.
2- اقتصادي
خط مشي اقتصادي مجمع روحانيون، از بدو تأسيس تاكنون، در گذر زمان دچار تحول اساسي شده است. در ابتداي تأسيس، نگرش كلي اين تشكل روحاني در حوزه اقتصاد، محوريت دولت و تمركزگرايي شديد در مالكيت كلان اقتصادي جامعه بود، اما در حال حاضر به اقتصاد بازار آزاد و مالكيت خصوصي در بخش كلان اقتصادي گرايش يافته است.
3- سياسي
مجمع روحانيون مبارز در ابتداي شكل گيري، در مسائل سياست داخلي و خارجي به صورت تند و راديكال موضع مي گرفت. اما پس از دوم خرداد 1376 مجمع روحانيون با دوري جستن از رفتارهاي انقلابي، ضمن تأكيد بر تنش زدايي در حوزه سياست خارجي و در پيش گرفتن توسعه سياسي، نوعي رفتار مسالمت آميز را پيشه تشكيلات خود ساخته است. كروبي دبير قبلي مجمع روحانيون در بهمن 1379 در برنامه اي از شبكه چهار سيماي جمهوري اسلامي اعلام كرد: «با توسعه سياسي بسيار موافقيم و در اين راستا هم تلاش داشتيم و اصولاً از انحصارطلبي و دگم بودن و اينكه يك سليقه حاكم بر جامعه باشد، مي خواهد راست باشد، مي خواهد نام ديگر داشته باشد، موافق نيستيم.»
احزاب سياسي ايران -١٣١
تأليف:ولى الله بهرامى
تنظيم:عبدالله شمسى
احزاب سياسي ايران -130
تأليف:ولى الله بهرامى
تنظيم:عبدالله شمسى
احزاب سياسى ايران -١٢٩
تأليف :قدرت الله بهرامى
تنظيم :عبدالله شمسى

همچنان که شرکت در انتخابات یک وظیفه است، گزینش خوب و آگاهانه هم یک وظیفه است. البته ممکن است همة تلاشها به نتیجه نرسد؛ اما انتخابکنندگان تلاش کنند، برای این که گزینش درستی داشته باشند.
شرکت مردم در انتخابات در نظام اسلامی، علاوه بر اینکه حق مردم از جهت مشارکت در تعیین سرنوشت خویش است، تکلیفی الهی نیز محسوب میشود؛ چه آنکه در منطق اسلام، «حق» و «تکلیف» دو مفهوم متضایفند، بدین معنی که هر جا حقّی برای کسی وجود دارد، تکلیفی نیز بر عهدة صاحب حق وجود خواهد داشت.
از این رو، همان طور که برگزاری انتخابات برای گزینش حاکمان و انتخاب نمایندگان، برای احقاق حق مردم امری ضروری است، تکلیف شرکت در انتخابات نیز موضوعی قابل توجه برای آحاد افراد جامعه محسوب میشود. از سوی دیگر، ادای تکلیف الهی، به هر نحو ممکن و با هر کیفیت، مقبولیت لازم را در پیشگاه الهی ندارد، بلکه انسان موظف است در راستای عمل به تکالیف الهی خویش، به بهترین نحو ممکن عمل نماید تا در پیشگاه الهی سربلند و مأجور باشد. بر این اساس، علاوه بر لزوم حضور مردم در انتخابات، مبادرت به بهترین انتخاب و گزینش کاندیداهای اصلح نیز از اهمیت بسزایی برخوردار است.
مقام معظم رهبری در بیانات خویش به مناسبتهای مختلف به این مهم اشاره کرده و مردم را نسبت به دقت در انتخاب کاندیداها توجه دادهاند. ایشان در این زمینه میفرمایند: «مردم عزیز ما و بخصوص جوانان، احساساتشان را کنترل و با عقلشان کار کنند؛ با دو چشم باز نگاه کنند و انتخاب نمایند. البته سلایق هم زیاد است؛ همه گونه سلیقه وجود دارد؛ تا به حال هم همین طور بوده است.
هرکسی طبق سلیقه خود عمل کند؛ منتها همه توجّه کنند که این انتخابی که ما میکنیم، یک جا میبایست جواب آن را بدهیم. این طور نیست که بگوییم حالا ما یا اصلاً انتخاب نمیکنیم، یا انتخاب میکنیم و کسی چه میفهمد! بله؛ مردم نمیفهمند که ما چه انتخاب کردیم؛ اما خدای متعال که تشخیص میدهد. ما باید جواب او را بدهیم. ما باید محاسبه کنیم، تحقیق کنیم، بررسی کنیم و معیارها را ملاحظه نماییم، تا بتوانیم به خداوند پاسخ دهیم. اگر انسان نمیتواند، از اشخاصی که مورد اعتماد هستند، از کسانی که انسان میتواند در مسائل مهم – در مسائلی که باید به خدا جواب داد – به آنها اعتماد کند، استفسار نماید؛ اشکالی هم ندارد.»[۱]
«همچنان که شرکت در انتخابات یک وظیفه است، گزینش خوب و آگاهانه هم یک وظیفه است. البته ممکن است همة تلاشها به نتیجه نرسد؛ اما انتخابکنندگان تلاش کنند، برای این که گزینش درستی داشته باشند. این، خیلی مهمّ است … باید گشت و اصلح را پیدا کرد. باید گشت و امینترین را انتخاب کرد. باید جستوجو کرد و در بین این چند نفر، به طور نسبی قادرترین بر اداره کشور را پیدا کرد.»[۲]
«البته ملت باید تلاش خود را بکند، باید زحمت بکشد و دنبال اصلح بگردد. من مکرّر عرض کردهام که مسئله، مسئله دین و خدا و ادای تکلیف است. همچنان که اصل انتخابات یک تکلیف الهی است، انتخاب اصلح هم یک تکلیف الهی است … باید بگردید، بین خودتان و خدا حجّت پیدا کنید؛ یعنی بتوانید از راهی بروید که اگر خدای متعال پرسید شما به چه دلیل به این فرد رأی دادید، بتوانید بگویید به این دلیل. بین خودتان و خدا، دلیل و حجّتی فراهم کنید و بعد با خیال راحت بروید رأی بدهید … بعضی صالحند، بعضی صالحترند. بگردید آن صالحتر را شناسایی و پیدا کنید و به او رأی بدهید … بروید تلاش و تفحّص خودتان را بکنید، اصلح را بیابید و آن کسی را که فکر کردید اصلح است و بین خودتان و خدا حجّت تمام شد، به او رأی بدهید و خاطر جمع باشید که تکلیفتان را انجام داده اید. این، آن چیزی است که همه باید به آن توجّه کنند.»[۳]
با توجه به این موضوع و لزوم انتخاب کاندیدای اصلح در انتخابات، معیارهای برگزیدن کاندیداهای اصلح نیز اهمیت پیدا میکند. این معیارها نیز در فواصل مختلف در بیانات مقام معظم رهبری مورد اشاره قرار گرفته است که مرور آنها میتواند راهگشای مردم در هر انتخاباتی باشد. بر این اساس، با توجه به در پیش بودن انتخابات سرنوشتساز مجلس نهم، مرور سخنان و بیانات معظم له در خلال سالهای ۱۳۶۸ تا کنون به صورت موضوعی در این نوشتار در طی دو بخش مورد توجه قرار گرفته است. در بخش اول، وظایف مردم نسبت به رعایت معیارهای صحیح در انتخابات بیان شده و در بخش دوم، طی دو گفتار معیارهای ایجابی و سلبی کاندیداهای اصلح مورد بررسی قرار گرفته است.
بخش اول) وظایف مردم نسبت به رعایت معیارهای صحیح در انتخابات
۱٫ دخالت ندادن روابط دوستی، فامیلی و طایفهای در انتخاب
«مردم وظیفه دارند به ملاکهای دینی و شرعی و انقلابی نگاه کنند؛ به روابط قوم و خویشی و ایل و طایفهای و این طور چیزها نگاه نکنند. ببینند واقعاً چه کسی با معیارهای الهی و انقلابی، مناسبتر و به آن نزدیکتر است، او را برگزینند و با شور و شوق به عنوان یک وظیفه در این کار دخالت کنند … کسانی که زبان گویایی دارند، قلم توانایی دارند و آبرویی پیش مردم دارند … مردم را توجیه و تشویق کنند و آدمهای خوب را به آنها معرفی نمایند. در معرفی نامزدهای نمایندگی باید ملاحظه کنند که هیچ رابطهای را غیر از رابطه دینی و الهی و وظیفه شرعی دخالت ندهند. فلان کس با ما رفیق است، فلان کس با ما دوست است، فلان کس فایدهای به ما می رساند؛ ابداً این چیزها را در نظر نگیرند.»[۴]
۲٫ دخالت ندادن هر گونه ملاحظه ناصحیح و رودربایستی
«توصیه همیشگی ما [این است که] … رأیدهنده، اسم کسی را به خاطر بسپارد که وقتی خواست آن اسم را در برگه رأی بنویسد، قصد قربت کند. واقعاً قصد انتخاب کسی را داشته باشد که بشود او را برای خدا و دین به مجلس فرستاد. این مسئله اهمیت دارد. در این جا دیگر ملاحظات و رودربایستیها را باید کنار بگذارند. باید ببینند که خدای متعال را چه کاری راضی میکند. چون مجلس مهم است و مسئله مجلس، مسئله کوچکی نیست؛ سرنوشت ملت است.»[۵]
بخش دوم) معیارهای کاندیداهای اصلح
الف) معیارهای ایجابی
۱٫ تدیّن و اعتقاد نظری و عملی به اسلام، انقلاب، قانون اساسی و خطّ امام
«انتخاب صالح – در درجه اوّل- یعنی انتخاب نماینده متدیّن. برای نماینده، آگاهی سیاسی لازم است؛ جرأت و جسارت در برخورد با مسائل لازم است؛ آگاهی از مسائل کشور لازم است؛ آگاهی از مسائل جهان لازم است. همه اینها لازم است. لکن رکن اصلی، تدیّن است؛ یعنی اعتقاد به اسلام و به اصول و پایه های دینی و عامل بودن به اینها. این، اساس قضیه است. نمایندهای که متدیّن باشد، شما خاطرتان جمع است که خیانت نخواهد کرد؛ کار خلاف نخواهد کرد؛ حتی کوتاهی و سستی نخواهد کرد. نماینده متدیّن، هر یک ساعتی را که بخواهد غیبت کند و در مجلس نباشد، احساس میکند این خلاف شرع است و چون متدیّن است، این خلاف شرع را انجام نمیدهد. نماینده متدیّن، ازتریبون مجلس برای گفتن سخن ناحق، استفاده نمیکند. نماینده متدیّن، مصالح انقلاب و کشور را بر مسائل شخصی یا گروهی، مقدّم میداند. تدیّن، این خصوصیات و این خواص مهم را دارد. اگر این شرط را بتوانید تأمین کنید و نماینده متدیّن را ان شاء الله پیدا و انتخاب کنید، آن جهات بعدی قابل تأمینتر است.»[۶]
«علاوه بر همه اینها – و شاید بتوانم عرض کنم مهمتر از همه اینها- این است که متدیّن باشد. نمایندهای متدیّن است که برای مردم کار میکند. نیّتش را خدایی میکند؛ مردم فهمیدند، فهمیدند؛ نفهمیدند، نفهمیدند. آن کس که بخواهد کار نکردهای را به رخ مردم بکشد، متدیّن نیست. نمایندهای که متدیّن است، برای مردم کار میکند، جان میکَنَد، نَفََس میزند، در تنظیم قوانین، در حفظ اکثریت مجلس و کمیسیونها و برای حضور در کمیسیونها تلاش میکند. کسی فهمید، فهمید؛ نفهمید، نفهمید. اهمیت نمیدهد. میخواهد کار کند. این، فایدة تدیّن نماینده است؛ نمایندة متدیّن و معتقد به انقلاب، معتقد و پایبند به اصول انقلاب.»[۷]
«کسی که میآید به مجلس، باید باتقوا باشد. اوّلین شرط تقواست: (انّ اکرمکم عنداللّه اتقاکم).»[۸]
«مجلس شورای اسلامی، مهم است. مجلس شورای اسلامی، به اعتباری، حسّاسترین و مؤثّرترین نهاد قانونی کشور است. اگر نمایندهای بیعلاقه به انقلاب و کشور و بیاعتقاد به قانون اساسی به مجلس راه پیدا کند که مصالح این کشور برایش مهم نباشد؛ دشمنیهای استکبار جهانی را نفهمد، دلش بخواهد که از استکبار جهانی تملّق بگوید و در روزنامهها و مجلّات وابسته به صهیونیستها اسمش را درشت بنویسند و بگویند فلانی با سیاست نظام جمهوری اسلامی مخالفت کرد؛ چنین نمایندهای مجلس را خراب میکند، ملت را خراب میکند، کشور را هم خراب میکند؛ پس به درد نمیخورد.»[۹]
«ببینید و بفهمید چه کسی را به مجلس میفرستید. آن کسی که به عنوان وکیل این ملت انقلابی و مؤمن و شجاع به مجلس میرود، باید انقلابی و مؤمن و شجاع باشد. اگر نگوییم شجاعترین و مؤمنترین و انقلابیترین؛ لااقل در سطح این توده عظیم مردم که اینگونه از خود درخشش نشان میدهند، باشد. آن کسی که اسلام را نمیپسندد و مقرّرات اسلامی را قبول نمیکند و برای خاطر دل بیگانگان و خوشامد دیگران، به انقلاب و ارزشهای انقلابی اهانت می کند و یا به خاطر ترس از دیگران، به جای این که به ملت گرایش نشان دهد، به دشمن گرایش نشان میدهد و آن کسی که تقوای لازم را ندارد و اهل معنویّات نیست و اهل دنیاست و فقط برای نام و نشان و استفاده شخصی ، این مسئولیت را میخواهد، او لایق و شایسته این کار نیست. دنبال آدمهای مؤمن و شجاع و انقلابی و کسانی که بتوانند قدرت این ملت را -که در سایه ارزشهای انقلابی است- حفظ کنند، باشید. کسانی که وقتی قوانینی میگذارند و موضعی میگیرند و نطقی میکنند، همه در این جهت باشد. این طور آدمی، شایسته آن است که به عنوان وکیل این ملت، به مجلس شورای اسلامی برود؛ آن کسی که بفهمد امام چه می گفت، چه میخواست و چرا میخروشید. وکیل آینده مجلس، باید دنبال راه امام و در خطّ او باشد … خطّ امام و ارزشها و وصیّتنامه او را فراموش نکنید. آنچه را که این ارزشها به شما میآموزد، آنها را در آدمی سراغ کنید و وقتی پیدا کردید؛ قربة الی اللّه و محض رضای خدا، نام او را در صندوق رأی بیندازید. این، مجلس شورای اسلامی لایق شما و این ملت میشود. کار را این طور دنبال کنید.»[۱۰]
«عزیزان من! وابستگی از لاابالیگری دینی حاصل میشود. نه این که هر کس متدیّن نیست، وابسته است؛ نه. بالاخره انگیزههای گوناگونی وجود دارد. اما کسی که متدیّن است، یک مانع اضافه برای وابسته شدن دارد. این خیلی مهم است. شنیدهام بعضی در حول و حوش مرحله اوّل انتخابات، گفته بودند «فلانی – شاید اسم ما را هم نیاورده بودند- یا برخی دیگر این قدر روی تدیّن تکیه میکنند، چه اهمیتی دارد؟ باید آدمهای متخصّص به مجلس راه پیدا کنند. دکترها و مهندسها به مجلس بروند و مملکت را اداره کنند!» این، اشتباه است. نه این که برای مجلس، متخصّص لازم نیست. چرا؛ برای مجلس، متخصّص لازم است. ولی ما امروز تخصّص کم نداریم. عرض من این است که: ای ملت ایران! بین همین مهندسها و دکترها، میان همین متخصّصها و کارشناسها، بگردید متدیّنها را انتخاب کنید! به صرف ادّعا، اکتفا نکنید. فردی را که میخواهید برگزینید، باید متدیّن باشد. متدیّن که شد، آن وقت انسان احساس خاطر جمعی می کند. من در بعضی تبلیغات انتخاباتی، در بعضی جاها مشاهده کردم که فلان نامزد انتخاباتی، حتّی این قدر به خودش زحمت نداده است که عکسی را برای تبلیغات منتشر کند که اقلاًّ در آن عکس، ظواهر مذهبی را رعایت کرده باشد! خوب؛ چنین مواردی انسان را متنبّه به خطر میکند. این که عدّهای خیال کنند دیگر وقت این حرفها گذشت و امروز مردم دنبال دین و آخوند و ریش و از این قبیل نیستند، اشتباه است. امروز هم اعتماد مردم به افراد متدیّن، نمایندگان متدیّن و علمای دین است. مردم به اینها اعتماد و اطمینان دارند. سزاوار هم هست که به اینها اطمینان داشته باشند؛ زیرا دین مانع وابستگی میشود. وقتی دینداری نبود، وابستگی آسان میشود. آیا کسی که در تبلیغات انتخاباتیاش شعارهایی مطرح میکند که نه فقط رنگ و بوی دینی و انقلابی ندارد، بلکه ضدّ مسائل دینی، ملی و انقلابی است، خطرناک نیست که به مجلس برود؟! البته ما به هشیاری مردممان خیلی مطمئنّیم. بنده به هشیاری مردم کاملاً مطمئنّم. مردم ما هشیارند؛ اما معنایش این نیست که آدم دغلی نخواهد توانست با پشت هم اندازی و تبلیغات گوناگون، فضا را غبارآلود کند و از آب گلآلود ماهی بگیرد.»[۱۱]
«نماینده باید متدیّن باشد؛ انسانهای متدیّن می توانند مورد اعتماد قرار گیرند. نماینده باید انقلابی باشد؛ روحیه و نشاط و امید و قوّت و روحیه انقلابی در او وجود داشته باشد تا بتواند راههایی را که به نظر بنبست میرسد، بشکافد و پیش برود.»[۱۲]
«کارآمدی تنها هم کافی نیست؛ باید متدیّن هم باشد. آدم متدیّن، احتمال خیانتش کم است. آن متدیّنهایی که یک وقت دچار لغزش می شوند، اوّل تقوای خودشان را از دست میدهند؛ بعد این لغزش به سراغ آنها میآید. پس، باید متدیّن و باتقوا هم باشند تا بتوانید برای کارهای این کشور به آنها اعتماد کنید.»[۱۳]
۲٫ صداقت و صمیمیت با مردم و دلسوزی برای مردم
«مجلس شورای اسلامی، مجلس مردم است. مجلس خانها نیست؛ مجلس آحاد مردم است. نمایندهای که انتخاب میشود، باید دلسوز مردم باشد، صادق باشد، صمیمی باشد و بخواهد برای مردم کار کند. بعضی تظاهر به کار میکنند، اما کار نمیکنند. این، به درد نمیخورد. باید برای مردم کار کرد. صداقت و دلسوزی نمایندهای را که میخواهید انتخاب کنید، تشخیص دهید و بعد او را برگزینید.»[۱۴]
۳٫ طرفدار مستضعفین و ضعفا
«بگردید آدمهای مناسب را برای این کار مهم پیدا کنید … نماینده باید … طرفدار ضعفا و قشر ضعیف باشد. قانون باید بتواند از حقوق ضعفا دفاع کند، والاّ قانونی که پولداران را پولدارتر کند، قانون مملکت اسلامی نیست. قانون باید بتواند گرهها را باز کند و به درد دل قشرهای محروم برسد. نماینده باید آدمی باشد که این چیزها را بفهمد.»[۱۵]
«کسی که می آید به مجلس… باید طرفدار محرومین باشد؛ بداند که در کشور محرومیت هست و سعی و همّت او باشد که رفع محرومیت کند.»[۱۶]
«در اسلام و نظام جمهوری اسلامی، فلسفه مسئولیت پیدا کردن مسئولان در کشور این است که برای مردم کار کنند. مسئولان برای مردمند و خدمتگزار و مدیون و امانتدار آنها هستند. مردم، محورند. کسی که در نظام جمهوری اسلامی مسئولیتی به دست می آورد، باید همه همّ و غمّش برای مردم باشد؛ هم برای دنیای مردم، هم برای مادیّت مردم، هم برای معنویّت مردم، هم برای ایجاد عدالت در میان مردم، هم برای احیای شأن انسانی مردم، هم برای آزادی مردم. اینها جزو وظایف اصلی حکومت است. البته وقتی میگوییم «مردم»، منظور همه طبقات مردمند؛ لیکن بدیهی است کسانی از مردم باید بیشتر مورد توجّه قرار گیرند که بیشتر مورد محرومیت قرار گرفتهاند؛ لذا امام دائماً روی طبقات محروم و پابرهنگان کشور تکیه میکردند. این فریب است که کسی ادعا کند برای مردم کار میکند؛ اما در عمل، کار او برای طبقات مرفّه باشد، نه برای طبقات مستضعف و محروم. نه این که نباید برای طبقات مرفّه کار کرد؛ آنها هم از حقوق عمومی کشور باید بهرهمند شوند؛ اما به آن کسی که محرومیت دارد و دستش از حقوق خود خالی مانده است، باید بیشتر توجّه و همّت و تلاش را اختصاص داد. لذا امام به طور دائم بر حقوق مستضعفان و محرومان و پابرهنگان تکیه میکرد. عملاً هم در تمام مدت پیروزی انقلاب تا امروز و قبل از آن، کسانی که بیش از همه سینه سپر کردند، از نظام دفاع کردند، سختیهای نظام را به جان خریدند و در مقابل دشمنان ایستادند، طبقات محروم و پابرهنه و مستضعفان جامعه بودهاند. اینها باید بیش از دیگران مورد توجّه قرار گیرند.»[۱۷]
۴٫ بهرهمندی از فهم و درک سیاسی
«نماینده باید دارای فهم و درک سیاسی باشد و مسائل کشور را بفهمد؛ هم مسائل خارجی و توطئههای دشمنان را و هم مسائل داخلی و نیازهای مردم و اولویّتهای کشور را؛ این طور نباشد که بدون رعایت اولویّتها، مسئلهای را مطرح کنند، شعاری بدهند و برای ملت و دولت مشکل درست کنند. نماینده باید احساس دلسوزی و وجدان سیاسی داشته باشد.»[۱۸]
«اگر نمایندهای به مجلس برود که از مسائل کشور درک لازم را نداشته باشد؛ فاقد هوشمندی، آگاهی، سواد و معرفت لازم باشد، به درد نمیخورد. نمایندگی کار مهّمی است.»[۱۹]
۵٫ بهرهمندی از تخصّص، تجربه و کارآمدی
«انتخابات، یک کار بزرگ و یک اقدام شرعی و یک اقدام خدایی است؛ بگردید آدمهای مناسب را برای این کار مهم پیدا کنید. آدم مناسب چطور آدمی است؟ باید کارآمد باشد؛ این تجربه بیست ساله ماست … آدمی باشد که حتّیالمقدور با تجربه باشد. در این کارهای بزرگ، تجربه خیلی مهمّ است. بگردید این خصوصیات مهم را در اشخاص پیدا کنید.»[۲۰]
«نماینده باید خدوم، امتحان داده، با کفایت، برنامهدار، خوشنام و جوانگرا باشد و به جوانان اعتقاد داشته باشد.»[۲۱]
۶٫ پیگیر مبارزة عملی با فساد
«کسی که میآید به مجلس… باید ضدّ فساد هم باشد و با فساد مالی و اقتصادی به شدّت و به جِد، از بُن دندان و نه به لفظ، مخالف باشد، تا با فساد مبارزه کند.»[۲۲]
«اصلح یعنی چه کسی؟ یعنی کسی که همین هدف ها را دنبال کند؛ یعنی کسی که همین دردها را بداند و حس کند؛ یعنی کسی که برای ریشه کنی فقر و فساد عزم جدی داشته باشد؛ ؛ یعنی کسی که به حال قشرهای محروم و مستضعف دل بسوزاند. اصلح کسی است که هم به ترقی و پیشرفت کشور و توسعة اقتصادی و غیراقتصادی بیندیشد؛ هم زیر توهمات مربوط به توسعه، آن چنان محو و مات نشود که از یاد قشرهای مظلوم و ضعیف غافل بماند. اصلح کسی است که به فکر معیشت مردم، دین مردم، فرهنگ مردم و دنیا و آخرت مردم باشد.»[۲۳]
۷٫ برخورداری از روحیه شجاعت
«بگردید آدمهای مناسب را برای این کار مهم پیدا کنید. آدم مناسب چطور آدمی است؟ … باید در مقابل توپ و تشر این و آن – خارجی، داخلی، زورگویان، قدرتمداران – شجاع باشد و دل خود را نبازد. کسی که دل خود را در مقابل توپ و تشر باخت، دستش هم برای امضا میلغزد؛ پایش هم برای جلو رفتن میلرزد؛ نمیشود به او اعتماد کرد. نماینده باید شجاع و باشرف و امین … باشد.»[۲۴]
«مجلس، جای افرادی از بطن تودههای انقلابی مردم است؛ آدمهایی علاقهمند و دلسوز … [که] آزاد حرف خودشان را بزنند و راهی را که صحیح میدانند، تعقیب بکنند. این، خصوصیات مجلس اسلامی است.»[۲۵]
«مجلس باید مجلسی باشد که بتواند در مقابل زورگوییها و زیادهخواهیها و مرعوبکردنها و تطمیعکردنهای قدرتمندان جهانی بایستد و مصالح کشور و ملت را محاسبه کند و دنبال آن برود. امام رضوان اللّه علیه بارها اسم «مدرّس» را میآوردند. مگر خصوصیت مدرّس چه بود؟ از مدرّس عالمتر هم داشتیم. مدرّس خصوصیت عمدهاش این بود که هیچ عامل ارعاب و تهدید و تطمیع و فریبگری در او اثر نمیکرد. همان وقتی که علیالظّاهر فضا را بر ضدّ او آن چنان متشنّج کرده بودند که علیهش شعار میدادند، او ایستاد و حرف خودش را زد. این خصوصیت یک نماینده خوب در مجلس است. بعضیها زود مرعوب میشوند! من بارها عرض کردهام که قدرتهای استکباری -یعنی همین قدرتهای سلطهگر جهانی- که مرتّب روی این کشور و آن کشور دست میاندازند و دولتها و ملتها را زیر یوغ خودش میکشانند، عمده کارشان از ترساندن میگذرد. قدرت واقعیشان آن قدر نیست که بر زبان میآورند. بدیهی است این همه که اینها با این انقلاب و با این کشور بدند، اگر قدرت داشتند، تاکنون این انقلاب این طور رشد نمیکرد و این گونه نمیماند. آیا این خود دلیل نیست که سلطهگران امریکا و صهیونیستهای عالم، آن چنان که ادّعا میکنند، قدرت ندارند؟! اینها عمده کارشان را از راه تهدید و مرعوبکردن پیش میبرند. نماینده باید کسی باشد که مرعوب نشود. چه کسی مرعوب نمیشود؟ آدمی که دلش به خدا متّکی باشد. وقتی انسان به خدا متوکّل بود، از هیچ کس مرعوب نمیشود … مرعوب شدن، صفت خیلی بدی است. حالا یک وقت انسان در خانه خودش نشسته است و مرعوب میشود – این یک نفر آدم است- اما یک وقت انسان در مسند مسئولیتی نشسته است- در مجلس است، در دولت است- او اگر مرعوب شد، واویلاست! مرعوب شدن او، یعنی از دست دادن بسیاری از امکانات این ملت! نماینده نباید مرعوب شود.»[۲۶]
«مجلس خوب، دولت خوب را انتخاب میکند و دولت خوب، کار خوب میکند، و برای ملت، خوب حرکت میکند. مجلس خوب و شجاع و مستقل، قوه مجریّه را با قوانین مناسب و با نظارت دائم، به سمت هدفهای درستی که برای کشور تعیین شده است، هدایت میکند. مجریان خوب هم، کشور را میسازند و سازندگی را به پیش میبرند. مجلس خوب، کلید کارهای صحیح در یک کشور است. در مجلس خوب، نماینده خوب حضور دارد. نماینده خوب، یعنی نماینده مؤمن، شجاع، آگاه، دانا، دارای احساس مسئولیت و علاقهمند به کار بزرگی که بر دوش او نهاده شده است.»[۲۷]
۸٫ داشتن قصد خدمت، به جای قصد تصاحب قدرت و اندوختن ثروت
«کسانى هم که وارد عرصة انتخابات میشوند، باید یک تقیداتى، تعهداتى داشته باشند. این، خطاب به همة کسانى است که به عنوان نامزد وارد عرصة انتخابات میشوند، و خطاب به همة مردم است. مردم عزیزمان در سراسر کشور این رفتارها را در نامزدهاى انتخابات تفحّص کنند، دنبال کنند، دقت کنند. نامزد انتخابات باید با قصد خدمت وارد شود. اگر با قصد قدرتطلبى و جمعکردن پول و مسائل گوناگون و انگیزههاى ناسالم دیگر وارد شود، به کشور خدمت نمیکند. نامزد انتخابات باید با انگیزة خدمت وارد شود؛ این را باید تشخیص داد، باید فهمید، باید حدس زد.»[۲۸]
ب) معیارهای سلبی
۱٫ عدم وابستگی به بیگانگان
«همه تأکیدی که بنده در قضیه انتخابات و برای انتخاب اصلح و غیره دارم، برای همین است که این کشور، آسان استقلال خود را به دست نیاورده است. مبادا کسانی به مجلس بروند که گیرنده آنها، منتظر فرستنده قوی امریکا و غرب باشد! مبادا کسانی وارد مجلس شوند که آنتنهایشان را به آن سمت تنظیم کرده باشند؛ هر چه از آن جا میآید، بگیرند و در داخل به زبان دیگری منتشر و منعکس کنند! همه نگرانی من از این است. البته این ملت، بیدار است. عدّهای خیال نکنند که اگر کسانی لابهلای جمعیت توانستند از حسن ظنّی یا غفلتی استفاده کنند و خودشان را داخل مجلس بیندازند، دیگر مصونیت پیدا خواهند کرد. هرگز چنین نیست. این ملت آگاه و هشیار و خون داده و رنج کشیده، اگر دیدند عنصر وابستهای به مجلس راه یافته است، دست دراز میکنند و او را از مجلس بیرون میاندازند.»[۲۹]
۲٫ ساده لوح نبودن
«از طرف دیگر، نماینده نباید مفتون هم بشود. بعضیها مفتون و فریفته میشوند و دهنشان باز میماند! اینها آدمهای سادهلوحی هستند که راه حلهای خیالی اقتصادی یا سیاسی یا امنیتیای که با آب و تاب تمام و با رنگ و لعاب گوناگون عرضه میشود، آنها را از خود بیخود میکند! سالها تجربه میکنند؛ اما آخرش خود و دیگران را به خاک سیاه مینشانند! بنابراین، مفتون هم نباید بشوند؛ بلکه به دنبال راه حلّ صحیح، راه حلّ مستقل، راه حلّ برخاسته از شرایط خاص این ملت و این کشور و راه حلّ ارائه شده از سوی اسلام باشند. اسلام در همه مسائل، همه راه حلها را داده است؛ ما باید خودمان برویم و پیدا کنیم. اگر ما کج میفهمیم، اگر ما بد میفهمیم، اگر ما دنبالش نمیرویم و نمیرسیم، تقصیر اسلام نیست؛ خودمان را باید اصلاح کنیم.»[۳۰]
۳٫ طمع ورز نبودن
«نماینده، طمع ورز هم نباید باشد. بعضیها دهانشان که به اندک چیزی از طرف دشمن شیرین شد، همه چیز را از دست میدهند!»[۳۱]
۴٫ وامدار نبودن به مراکز قدرت و ثروت
«اگر چنانچه نامزدها به مراکز ثروت و قدرت متصل شوند، کار خراب میشود؛ همچنان که امروز در به اصطلاح دموکراسىهاى دنیا، در آمریکا و غیر آمریکا این رسم هست؛ کمپانىها و پولدارها به نامزد انتخابات در ریاست جمهورى یا در انتخابات کنگره پول میدهند، ولى او در مقابل آنها متعهد است. آن رئیس جمهورى که با پول دستگاههاى گوناگون و مراکز ثروت سر کار بیاید، در مقابل آنها متعهد است. آن نمایندة مجلسى که با پول فلان شرکت و فلان کمپانى و فلان ارباب و فلان پولدار توى مجلس بیاید، مجبور است آنجائى که آنها لازم میدانند، قانون جعل کند، قانون بردارد، توسعه و تضییق در قانون بکند. این نماینده به درد مردم نمیخورد. نه باید به مراکز ثروتهاى شخصى متصل بود، و نه به طریق اولى به ثروتهاى عمومى. کسى بیاید از پول بیتالمال مصرف کند، براى اینکه به وکالت مجلس برسد؛ این دو برابر اشکال دارد، اشکال مضاعف دارد. اینها را باید مردم مراقب باشند.»[۳۲]
«یک مسئله دیگر هم نزدیک شدن به صاحبان قدرت و ثروت است؛ این را ما با شما بیرودربایستی عرض کنیم. بالاخره ما برادران هم هستیم؛ همدیگر را بایستی تواصی به حق و تواصی به خیر کنیم. این خیلی خطر بزرگی است که کسی به خاطر تأمین نمایندگی در یک دوره، نزدیک بشود به صاحبان ثروت یا به صاحبان قدرت؛ این چیز خیلی بدی است؛ این از آن چیزهایی است که خدای متعال از آنها نمیگذرد و انتقام خواهد گرفت. این چیزها روی شخص، روی عاقبت – عاقبت به خیری که این قدر برایش اهمیت قائلیم- و روی جامعه اثر منفی میگذارد.»[۳۳]
«اگر نمایندهای بر سر کار آید که قبل از ورود به مجلس، خود را وامدار دیگران کرده و مجبور باشد در مجلس وام آنها را ادا کند؛ نانهایی به قرض گرفته باشد و بخواهد به مجلس که رفت، قرض خود را ادا کند؛ به درد نمیخورد.»[۳۴]
منبع: سایت رسمی شورای نگهبان
احزاب سياسي ايران -١٢٧
تأليف:ولى الله بهرامى
تنظيم:عبدالله شمسى
احزاب سياسي ايران -١٢٦
تأليف:ولى الله بهرامى
تنظيم:عبدالله شمسى
احزاب سياسي ايران -١٢٥
تأليف:ولى الله بهرامى
تنظيم:عبدالله شمسى
